السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

444

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

دوّم ) مادامى كه نمىدانى گنجينه‌هاى رزق من به پايان رسيده ، به سبب روزيت اندوه مخور . سوّم ) مادامى كه زوال ملك و دولت را نديده‌اى ، غير از من به كسى اميد نداشته باش . چهارم ) مادامى كه شيطان نمرده است از مكر او ايمن نباش . در روايت ديگر از آن حضرت نقل شده : در هر موضعى كه در قرآن يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا * آمده است در تورات يا أَيُّهَا النَّاسُ * آمده است و در روايت ديگر ( يا ايّها المساكين ) آمده است . از امامان معصوم عليهم السلام نقل شده : ابليس گفت : اى موسى هرگز با زنى در خلوت مباش كه هيچ گاه مرد و زن نامحرمى تنها نمىشوند ، جز اينكه من در كنار آنها خواهم بود ، و هرگز با خداوند پيمانى مبند ، چون من تمام سعى خود را در حائل شدن ميان تو و وفاى به عهدت انجام خواهم داد و هر وقت كه همّت كردى صدقه‌اى بدهى ، فورا آن را به انجام برسان ، چون من آنقدر در كنار تو مىمانم تا ميان تو و عطاى آن صدقه مانع شوم . ( قصص الأنبياء ) راوندى با استناد به امام صادق ( ع ) مىنويسد : در زمان موسى صلوات اللَّه عليه پادشاه جبّارى بود كه با شفاعت بندهء صالحى حاجت بندهء مؤمنى را بر آورده ساخت ، اتفاقا آن بندهء صالح و آن پادشاه جبّار هر دو در يك روز وفات يافتند ، و مردم براى تشييع جنازهء پادشاه قيام كردند و سه روز بازار را به احترام و سوگ او بستند ، امّا جنازهء آن بنده صالح در خانه‌اش باقى ماند و موريانه‌ها و حشرات زمينى از گوشت روى او ارتزاق كردند تا اينكه بعد از سه روز موسى او را يافت و با تعجّب به درگاه الهى عرضه داشت : پروردگارا آن پادشاه جبّار دشمن تو بود و اين بندهء صالح دوست و ولىّ تو پس چگونه با آنها اين طور معامله شد ؟ آن وقت به او وحى شد : اى موسى اين بندهء صالح و ولىّ من از اين پادشاه جبّار درخواستى كرد كه آن پادشاه درخواست او را انجام داد ، پس من به جبران آن عمل نيك در اداى درخواست مؤمن آن پادشاه را با عزّت روانهء گورستان كردم و اين بندهء صالح را به مكافات درخواست از ظالم به اين بليّه مبتلا نمودم . از آن حضرت ( ع ) نقل شده : به موسى وحى شد كه اى موسى سپاس مرا آنچنان كه شايستهء من است بجا بياور ، موسى گفت : خدايا چگونه حقّ سپاس تو را بجا بياورم ، آيا